حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

140

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

4 - شمس المعالى قابوس بن وشمگير ( 366 - 403 ) در همين سال جلوس قابوس بجاى برادرش بهستون ركن الدّوله نيز وفات يافت و ممالك او بين سه پسرش عضد الدّوله و مؤيدّ الدّوله و فخر الدّوله تقسيم شد به اين ترتيب كه فارس و كرمان و سواحل بعضد الدّوله رسيد و اصفهان بمؤيّد الدّوله و همدان و قسمتى از عراق عجم بفخر الدّوله . در سال 369 عضد الدّوله و مؤيّد الدّوله در ملك فخر الدّوله طمع كردند و همدان را از دست او گرفتند . فخر الدّوله هم از آنجا بگرگان بپناه قابوس آمد و شمس المعالى او را چنان كه درخور بود احترام و نوازش كرد و به او قول داد كه به يارى او برخيزد و ملك از دست رفتهء او را از برادرانش پس بگيرد . عضد الدّوله و مؤيّد الدّوله بقابوس پيغام دادند كه فخر الدّوله را در مقابل يك سال ماليات رى بايشان واگذارد امّا قابوس قبول اين پيشنهاد را خلاف مهمان‌نوازى و جوانمردى دانسته از برآوردن تقاضاى برادران فخر الدّوله سرپيچيد و جوابى درشت بعضد الدّوله و مؤيّد الدّوله فرستاد و همين امر بهانه‌اى شد براى لشكركشى برادران فخر الدّوله بطبرستان و گرگان . چون قابوس تاب مقاومت نداشت پس از مختصر جنگى در نزديكى استراباد در جمادى الأخرى سال 371 بخراسان گريخت و فخر الدّوله هم به همين سمت منهزم شد و گرگان و طبرستان از دست ايشان بيرون رفت . حكومت و سپهسالارى اردوى خراسان از جانب سامانيان در اين تاريخ با حسام الدّوله ابو العبّاس تاش بود و او از طرف امير نوح بن منصور مأمور شد كه قابوس و فخر الدّوله را بمستقرّ ممالك ايشان بازگرداند . ابو العباس تاش يكى از زيردستان خود يعنى فايق خاصّه را به طرف قومس